کتابداران حافظان اندیشه بشریتند

این عنوان را به خاطر درخواستی که سرکار خانم حوریه صدیقی( از دوستان و آشنایان خوب من که فارغ التحصیل ممتاز کارشناسی کتابداری از دانشگاه تربیت معلم آذربایجان هستند و احترام خاصی برای این بزرگوار قائل هستم و همیشه با نظراتی سازنده سبب دلگرمی من برای نوشتن بوده اند) انتخاب کرده ام و درباره ی عنوان این پرده ی کتابداری، سطوری از دنیای وبلاگ را خط خطی می کنم، باشد که مورد رضایت خانم صدیقی و دوستداران این وبلاگ واقع گردد.

آری، چه عبارتی ؟، کتابداران حافظان اندیشه ی بشریتند و من حتّی در روی قفسه های یکی از کتابخانه های دانشکده مهندسی دانشگاه شهید چمران نیز این عبارت را دیدم، هرچند که در دوره کارشناسی این عبارت به گوشمان خورده بود.

اما واقعاً کتابداران حافظان اندیشه بشریتند؟ این سوالی است که از خودم می پرسم؛ یعنی ما(حال بماند که ما دانشجویان کتابداری 1درصد هم کتابدار نیستیم)  نگهبانان اندیشه ی بشریت هستیم؟ از طرفی باید بنویسم که آری ما در کتابخانه ها ملزم هستیم که مواد کتابخانه ای را مثل فرزندانمان خوب نگهداری کنیم تا مبادا به آنها صدمه ای برسد، هرچند که بماند همه چیز در اثر گذشت زمان فرسوده می شود و حتی خود انسان با هر نفسی که می کشد از عمرش کاسته می شود و حال برای کتابها هم چنین است، با گذشت زمان نه تنها از لحاظ جسمی(فیزیکی) فرسوده می شوند بلکه از لحاظ روحی نیز فرسوده می شوند یعنی با گذشت زمان عمر مفید علمی آنها نیز کمتر می شود.

کتابداران درست است که با اندیشه های بشریت سروکار دارند اما یک کتابدار وقتی با اندیشه ی بشریت سروکار دارد، پس باید سعی کند انسان نیز باشد، چرا اگر انسان نباشد این اندیشه های بشریت که برای استفاده ی دیگران گردآوری و سازماندهی شده اند حالت رکود پیدا می کنند چرا که کتابدار با عدم برخوردار بودن از انسانیت یعنی عدم احترام به مراجعه کنندگان، مشتری را از کتابخانه فراری می دهد و خودش می ماند و در این صورت می شود حافظ اندیشه ی بشریت، اما دریغ از اینکه با این عمل( عدم برخورداری از انسانیت) اندیشه های بشریت را حبس می کند و در حقیقت انسان های بیشماری را از نسل های مختلف می کشد و قاتلی می شود که خود خبر ندارد و دادگاهی هم برای این مسئله نیست.

من به شخصه، دوست ندارم که کتابدار فقط حافظ اندیشه های بشریت باشد، بلکه او باید خودش را برای مراجعه کنند گان و این اندیشه های بشریت فانی کند تا بداند که او فقط نگهبان کتابخانه نیست و خیلی کارها باید انجام دهد تا او را به عنوان کتابداری اجتماعی مثل استاد سرکار خانم نوش آفرین انصاری بشناسند نه کتابداری نگهبان یا حافظ اندیشه های بشریت.

امیدوارم که روزی برسد که مرا کتابداری اجتماعی بشناسند و هر روز  برای این صفت خودم را بهتر از روز قبل تربیت کنم و به انسانیت نیز خودم را نزدیک تر سازم و در کل آرزوی من همیشه این است که ما کاش کتابداران اجتماعی بیشتری تحویل جامعه می دادیم، در این صورت دیگر کتابداری هیچ مشکلی نداشت چرا که کسی که اجتماعی و انسانی باشد سعی می کند که در کل برای بشریت مثمر ثمر واقع گردد.

 

 

نیایش تا نیایش کتابدارانه

خداوندا

برای کسانی که فکر می کننند انسان بودن سخت است، انسانیت

برای کسانی که فکر می کنند لبخند زدن سخت است، لبخند

برای عزیزانی که به این وبلاگ سر می زنند، اینترنت پرسرعت و سلامتی اینترنتی

برای عاشقان بی معشوق، خدارا

برای کتابداران بی کتابدار، آگاهی و بصیرت

برای خودم چیزی از این دنیا نمی خواهم جز شادی شماها در زندگی.

کتابدار،اطلاع رسانی است که عاشق شده است

کتابدار،اطلاع رسانی است که عاشق شده است

آیا شما این حرف را قبول دارید؟

    به نظر من، شاید کسی در رشته محترم کتابداری، مدرک دکتری داشته باشد اما به اندازه ی یک فردی که فوق دیپلم   کتابداری دارد مثمر ثمر نباشد و تنها کتابدارهایی  که عاشق هستند سعی می کنند در حد توانشان برای دیگران اطلاع رسانی کنند و تنها به فکر خود نباشند و من همیشه چنین انسانهایی را می پرستم و از انسانهایی که خود را می گیرند و فقط و فقط به فکر خودشان هستند و دریغ از یک جمله اطلاع رسانی در مورد رشته شان چندان استقبال نمی کنم و فقط آنها را مرده ی متحرک می نامم تا شاید با این اصطلاح، کمی به خود بیایند که انسانهایی هستند که تشنه استفاده از علم آنها هستند و فقط و فقط می خواهند که افرادی که دارای مدرک تحصیلی بالاتر هستند کمی به آنها روی خوش نشان بدهند و اطلاع رسانی کنند. به امید داشتن انسانهای عاشق حرفه ی کتابداری.

كتابداري، فراعلم است

به اعتقاد دكتر غلامرضا فدايي، كتابداري و اطلاع‌رساني با پرداختن به بازيابي اطلاعات و دانش در برترين جايگاه يعني فراعلم قرار مي‌گيرد.\

دكتر غلامرضا فدايي، مدير گروه كتابداري و اطلاع‌رساني دانشگاه تهران به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، گفت: فراعلم، فوق همه دانش‌هاست و به عنوان پيش‌نياز و مقدمه ساير علوم در نظر گرفته مي‌شود. كتابداري مرتبط با همه علوم و مقدم بر آن‌هاست.

وي خاطرنشان كرد: اصل معرفت و چگونگي شكل‌گيري اطلاعات و دانش به حافظه انسان بازمي‌گردد. بر اين اساس مفهوم بازيابي اطلاعات و دانش در كنار معرفت‌شناسي و علم قرار دارد و فراتر از محيط محدود كتابخانه جاي مي‌گيرد.

منبع: خبرگزاری کتاب  

شناختی از دکتر غلامرضا فدایی

دكتر غلامرضا فدايي

     دكتر غلامرضا فدايي، سال 1377 درجه دكتراي خود را با ارايه پايان نامه "بررسي وضعيت كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس و ارايه طرحي براي بهينه‌سازي آن" از واحد علوم و تحقيقات دريافت كرد. وي اكنون مدير گروه كتابداري و اطلاع‌رساني دانشگاه تهران، عضو هيات تحريريه مجله پژوهشكده اسناد و عضو كميته برنامه‌ريزي در حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني وزارت علوم، تحقيقات و فناوري است.

  وي اخيراً سردبيري فصلنامه پيام كتابخانه و نيز نشريه كتابداري كتابخانه مركزي دانشگاه تهران را بر عهده گرفته است.

   از جمله آثار مكتوب دكتر فدايي مي‌توان به كتاب‌هاي «آشنايي با نسخ خطي و آثار كمياب»، «مديريت يادنامه‌ها» و «گزيده كتاب‌شناسي توصيفي اسلامی» اشاره كرد.

منبع: http://ibna.ir/vdcgnx9n.ak9y34prra.html


پدر رايانه جهان درگذشت


پدر رايانه‌هاي خانگي كه به‌گونه‌اي آغازگر دوران حرفه‌اي زندگي افرادي مانند بيل گيتس و پائول آلن بوده است در سن 68 سالگي درگذشت.

به گزارش خبرگزاري مهر، دكتر هنري ادوارد رابرتز مخترع دستگاه Altair 8800 است؛ دستگاهي كه به خاستگاه عصر رايانه‌هاي خانگي تبديل شد. پائول آلن و بيل گيتس پس از ديدن تصوير اين رايانه روي جلد يك نشريه با رابرتز تماس برقرار كرده و به او پيشنهاد دادند تا نرم افزار مورد نياز اين دستگاه را بنويسند.

اين نرم افزار Altair-Basic نام گرفت و در واقع به بنيان فعاليت‌هاي شركت مايكروسافت تبديل شد. به گفته بنيانگذاران مايكروسافت، رابرتز در واقع شانس شناخته شدن را در اختيار 2 جوان ناشناس كه قبل از شهرت يافتن رايانه‌ها به اين سيستم‌ها علاقه‌مند بودند قرار داد؛ شانسي كه گيتس و پائول هميشه قدردان آن خواهند بود.  استيو وزنياك از شركت اپل مي‌گويد:  رابرتز بنيانگذار شركت MITS بود.

منبع: همشهری آنلاین